معانسلغتنامه دهخدامعانس . [ م َ ن ِ ] (ع ص ، اِ) دختران دوشیزه ٔجوان ، چه این جمع معنس است که مصدر میمی باشد به معنی فاعل که عانس است مأخوذ از عنس و عنوس که به معنی دیر ماندن زن
معانیلغتنامه دهخدامعانی . [ م َ ] (ع اِ) ج ِ معنی . (غیاث ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). معنی ها. مفهومها. منظورها. مدلولها. مضمونها : همه یاوه همه خام و همه سست معانی با حکایت تا
متأنسلغتنامه دهخدامتأنس . [ م ُ ت َ ءَن ْ ن ِ ] (ع ص ) شیر و شیری که شکار را از دور احساس کند. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). شیر بیشه . (ناظم الاطباء). || آرام یا
مؤانسلغتنامه دهخدامؤانس . [ م ُ آ ن ِ ] (ع ص ) انس دهنده . (منتهی الارب )(آنندراج ) (ناظم الاطباء). رجوع به ماده ٔ بعد شود.
مؤانستلغتنامه دهخدامؤانست . [ م ُ آ ن َ / ن ِ س َ ] (از ع ، اِمص ) مؤانسة. انس و الفت و هم خویی و رفاقت و مصاحبت و همدمی . (ناظم الاطباء). ایناس . انس . محبت . دوستی . همدمی . د
مؤانسةلغتنامه دهخدامؤانسة. [ م ُ آ ن َ س َ ] (ع مص ) با کسی مؤانست کردن . (مجمل اللغة). با کسی مونسی کردن . (دهار). انس گرفتن با کسی . (ناظم الاطباء). کسی را مونسی کردن . (المصا
lurksدیکشنری انگلیسی به فارسیلرزش، در خفا انجام دادن، کمین کردن، در تکاپو بودن، در کمین شکار بودن، در انتظار فرصت بودن، دزدکی عمل کردن
معانیلغتنامه دهخدامعانی . [ م َ ] (ع اِ) ج ِ معنی . (غیاث ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). معنی ها. مفهومها. منظورها. مدلولها. مضمونها : همه یاوه همه خام و همه سست معانی با حکایت تا
متأنسلغتنامه دهخدامتأنس . [ م ُ ت َ ءَن ْ ن ِ ] (ع ص ) شیر و شیری که شکار را از دور احساس کند. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). شیر بیشه . (ناظم الاطباء). || آرام یا
مؤانسلغتنامه دهخدامؤانس . [ م ُ آ ن ِ ] (ع ص ) انس دهنده . (منتهی الارب )(آنندراج ) (ناظم الاطباء). رجوع به ماده ٔ بعد شود.
مؤانستلغتنامه دهخدامؤانست . [ م ُ آ ن َ / ن ِ س َ ] (از ع ، اِمص ) مؤانسة. انس و الفت و هم خویی و رفاقت و مصاحبت و همدمی . (ناظم الاطباء). ایناس . انس . محبت . دوستی . همدمی . د