ذوالنون بن محمدلغتنامه دهخداذوالنون بن محمد. [ ذُن ْ نو ن ِ ن ِ م ُ ح َم ْ م َ ] (اِخ ) (663 هَ . ق . مطابق با 1265 م .). القاضی الرشید ذوالنون بن محمدبن ذی النون المصری ، الاخمیمی بلداً،
فضل بن محمدلغتنامه دهخدافضل بن محمد. [ ف َ ل ِ ن ِ م ُ ح َم ْ م َ ] (اِخ ) قضبانی بصری . رجوع به فضل بصری شود.
فضل بن محمدلغتنامه دهخدافضل بن محمد. [ ف َ ل ِ ن ِ م ُ ح َم ْ م َ ] (اِخ ) لوکری ،مکنی به ابوالعباس . رجوع به ابوالعباس لوکری شود.
رجب بن محمدلغتنامه دهخدارجب بن محمد. [ رَ ج َب ِب ْ ن ِ م ُ ح َم ْ م َ ] (اِخ ) رجب البرسی . رجوع به رجب البرسی در همین لغت نامه و روضات الجنات ص 284 شود.
رازیفرهنگ نامها(تلفظ: rāzi) (در قدیم) منسوب به ری ، اهل ری ؛ (در اعلام) لقب دانشمند و طبیب مشهور ایرانی (محمد بن زکریای رازی) ؛ ]این نام با کلمهی عربی ـ فارسی رازی به معنای ب
محمدلغتنامه دهخدامحمد. [ م ُ ح َم ْ م َ ] (اِخ ) ابن زکریاء رازی . دانشمند و پزشک معروف ایرانی از مردم ری . عرب ها او را طبیب المسلمین و به مناسبت آنکه کتابهای او به زبان عربی (
مسمعیلغتنامه دهخدامسمعی . [ م ِ م َ ] (اِخ ) احمدبن حسن بن سهل مسمعی ، معروف به برادرزاده ٔ زرقان . از متکلمین است که قبل از ابوبکر محمدبن زکریای رازی (متوفی به سال 320 هَ .ق .)
ابوصالحلغتنامه دهخداابوصالح . [ اَ ل ِ ] (اِخ ) منصوربن اسحاق بن احمدبن اسد سامانی . صاحب حبیب السیر گوید: او برادر زاده ٔ امیر اسماعیل سامانیست . امیراسماعیل حکومت ری بوی داد و او
حاویلغتنامه دهخداحاوی . (اِخ ) نام کتاب معروف محمد زکریا که آنرا «الجامع الحاصر لصناعة الطب » و «حاصر صناعة الطب » و «الجامعالکبیر» و «الجامع» نیز نامند. کتاب الحاوی اعظم و اهم