پیوند اشتراکیcovalent bondواژههای مصوب فرهنگستانپیوندی که در آن هریک از اتمهای شرکتکننده در پیوند، یک الکترون به اشتراک میگذارد
پیوند اشتراکی یکسویهcovalent coordinate bondواژههای مصوب فرهنگستانپیوندی که در آن زوجالکترونِ پیوندی، تنها بهوسیلۀ یکی از اتمهای شرکتکننده در پیوند تأمین میشود
پیوندفرهنگ مترادف و متضاد۱. اتصال، پیوستگی، ربط ۲. ازدواج، مواصلت، نکاح، وصال، وصل ۳. بستگی، خویشی، رابطه، نزدیکی ۴. اتحاد، اتصال، ارتباط، انتساب، بند، ربط ≠ انفصال
پیونددیکشنری فارسی به انگلیسیalliance, association, bonds, cement, communion, conjunction, connection, couple, fusion, graft, implant, junction, juncture, knot, linkage, merger, relation, r
پیوندفرهنگ فارسی طیفیمقوله: کمیت پیوند، وسیلۀ اتصال، محیطِاتصال، مادۀ اتصال طناب▼، قلاویز▼، گره، رباط▼، قفل▼، یوغ▼، کمربند▼، افسار، کمند▼، چسب▼ زنجیر، رابطه لولا، اتحاد ملاط، سیمان
پیوندفرهنگ انتشارات معین(پَ یا پِ وَ) (اِ.) 1 - پیوستگی ، اتصال . 2 - بستگی ، وصلت . 3 - خویشاوند، قوم . 4 - رشته هایی که ماهیچه ها را به یکدیگر متصل می کنند. 5 - وصل کردن شاخة درختی
پروتئین لیپیدلنگرlipid-anchored proteinواژههای مصوب فرهنگستانپروتئینی که ازطریق پیوند اشتراکی با یک یا دو مولکول اسید چرب در غشای زیستی مستقر میشود
دِنای حلقویcircular DNAواژههای مصوب فرهنگستانهر دِنایی که با پیوند اشتراکی یک حلقة بسته تشکیل داده است
پادتن زیمایهوندenzyme-conjugated antibody, enzyme linked antibodyواژههای مصوب فرهنگستانپادتنی که با یک زیمایه پیوند اشتراکی دارد متـ . پادتن آنزیموند
یون چنداتمیpolyatomic ionواژههای مصوب فرهنگستانیونی که در آن دو یا چند اتم با هم پیوند اشتراکی دارند