پول پرقدرتhigh-powered money,M0واژههای مصوب فرهنگستانپولی شامل مجموع اسکناس و مسکوک نزد عموم و ذخایر بانکهای تجاری نزد بانک مرکزی و موجودی صندوق بانکها (vault money) نیز: پایة پولی monetary base
محمولۀ انفجاری پرقدرتhigh explosive cargoواژههای مصوب فرهنگستانمحمولهای ازقبیل مهمات، بمب، خرج انـفـجـاری (depth charges)، مـواد تــخـریـبـی (demolition material)، راکت و موشک
بازدارندگی(سیاست جلوگیری از جنگ که مبتنی بر ترس دشمن از سلاح های پرقدرت حریف است.)دیکشنری فارسی به انگلیسیdeterrence
یدککشtugواژههای مصوب فرهنگستانشناوری پرقدرت برای کشیدن و یدک کردن کشتیها یا کمک به حرکت و جابهجایی آنها در محدودۀ بندر، بهویژه در زمان پهلوگیری یا جدا شدن از اسکله
لیزرفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهاشعۀ نورانی و پرقدرت که بهوسیلۀ دستگاهی اتمی تولید میشود و در پزشکی، صنعت و امور نظامی از آن استفاده میکنند؛ اشعۀ مرگ؛ اشعۀ لیزر.