پاتکcounter-attackواژههای مصوب فرهنگستاننوعـی حرکت تهاجمـی یا تهاجمی ـ تدافعی که برروی حرکت تهاجمی حریف انجام میشود
دفاع کردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: تضاد در عمل (اختیار فردی) دفاع کردن، پاتک زدن، پاسبانیکردن، حفاظت کردن، حصار برافراشتن خندق کندن، حلقه زدن، احاطه کردن
حمله کردنفرهنگ مترادف و متضاد۱. تاختن، تعرض کردن، تهاجم آوردن، یورش بردن، شبیخون زدن، تک کردن ≠ پاتک کردن ۲. تقبیح کردن، پرخاش کردن، پریدن، سرزنش کردن، به باد انتقاد گرفتن، انتقاد کردن
ضربایستstop hit, stop thrust, stop-in-timeواژههای مصوب فرهنگستاننوعی پاتک بهشکل ضربة مستقیم که معمولاً پیشاز بخش پایانی تکِ حریف یا درهنگام حرکت آمادگی او اجرا میشود
پدافند عاملactive defenseواژههای مصوب فرهنگستانعملیات آفندی و عملیات محدود و پاتک برای جلوگیری از حملات دشمن
تدافعفرهنگ مترادف و متضاد۱. پاتک، پدافند، دفاع، دفع ۲. پسزنی، دفعسازی ۳. پدافند کردن، دفاع کردن ≠ تهاجم، حمله