احتفاظلغتنامه دهخدااحتفاظ. [ اِ ت ِ ] (ع مص ) اِحتراس . نگه داشتن . (زوزنی ) (مجمل اللغة). نگاه داشتن . (تاج المصادر). || خویشتن داری کردن . (مؤید الفضلاء) (صراح ). || بخشم شدن .
احتفاظفرهنگ انتشارات معین(اِ تِ) [ ع . ] 1 - (مص م .) نگاه داشتن ، حفظ کردن . 2 - (مص ل .) خویشتن داری کردن .
احتفازلغتنامه دهخدااحتفاز. [ اِ ت ِ ] (ع مص ) آماده شدن . || برانگیخته شدن . کوشش کردن در رفتن . جنبیدن برای برخاستن . || بر سر دو پای نشستن . || راست نشستن بر سرین . || فراهم آمد
اِحْتَفظَ بِـدیکشنری عربی به فارسیرا نگاه داشت , را حفظ کرد , را محفوظ دانست (داشت) , را به خود اختصاص داد