کلید دندانهایindented keyواژههای مصوب فرهنگستانکلیدی دوشاخهای که نیمبندهای هر یک از بندهای آن نسبت به حاشیه تورفتگی داشته باشند
آیندهدیکشنری فارسی به انگلیسیcoming, comer, future, hereafter, intended, futurity, next, outlook, prospective, prospects, remote, unborn, upcoming