دستگاه تنفسbreathing apparatus,self-contained breathing apparatus, SCBAواژههای مصوب فرهنگستاندستگاهی شامل استوانک هوای فشرده و فشارشکن و ماسک و لولههای همراه آن که برای تنفس در فضایی که در آن کمبود اکسیژن وجود دارد به کار میرود
بازداری 2containment 1, contained useواژههای مصوب فرهنگستاناقدامات و دستورالعملهایی که تماس ریزاندامگانهای تغییریافتۀ ژنی یا بیماریزا را با محیط خارجی محدود میکند
توداردیکشنری فارسی به انگلیسیclose, closemouthed, reserved, reticent, self-contained, strange, uncommunicative, undemonstrative