موضونلغتنامه دهخداموضون . [ م َ ] (ع ص ) چیز برهم پیچیده و دوتا کرده .(منتهی الارب ) (آنندراج ). برهم پیچیده و دو تا کرده شده . (ناظم الاطباء). مضاعف النسج . (یادداشت مؤلف ).
موزونفرهنگ مترادف و متضاد۱. آهنگین، خوشآهنگ، خوشنوا، همآهنگ، متناسب ۲. سجع ۳. سنجیده، وزنشده ≠ ناموزون، ناسنجیده، نسنجیده
موزوندیکشنری فارسی به انگلیسیeuphonious, graceful, harmonious, just, lilting, measured, poetic, rhythmic, rhythmical, symphonic, tuneful
موزونلغتنامه دهخداموزون . [ م َ ] (ع ص ) سنجیده شده و اندازه کرده شده . (ناظم الاطباء). سنجیده . (آنندراج ). با وزن کشیده . مقدر. سخته . صاحب وزن . بوزن : سنگ ترازو به سیم کس نست
موزونفرهنگ انتشارات معین( مُ) [ ع . ] (اِمف .) 1 - وزن شده ، سنجیده شده . 2 - متناسب . 3 - هماهنگ . 4 - آهنگ دار.
مَّوْضُونَةٍفرهنگ واژگان قرآنمحكم بافته شده (ازکلمه وضن به معناي بافتن است البته بافتني شبيه بافتن زره )
موضونةلغتنامه دهخداموضونة. [ م َ ن َ ] (ع ص ) زره بافته . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (مهذب الاسماء). || زرهی که حلقه های آن نزدیک به هم بافته شده باشد. (ناظم الاطباء
مؤونلغتنامه دهخدامؤون . [ م ُ ءَوْ وِ ] (ع ص ) خر خورنده ٔ علف تا شکمش درآگنده شود. (از منتهی الارب ).
مؤونلغتنامه دهخدامؤون . [ م ُ ئو ] (ع اِ) ج ِ مأنة. (منتهی الارب ) (از آنندراج ). و رجوع به مأنة شود. || ج ِ مأن ، به معنی چوب یا آهن که زمین شیار کنند با وی . و تهیگاه . (آ
مؤوناتلغتنامه دهخدامؤونات . [ م َ ئو ] (ع اِ) ج ِ مؤونة. (یادداشت مؤلف ) (ناظم الاطباء) (دهار). || سختیها. مشکلات . رنجها.دشواریها. (از یادداشت مؤلف ) : باز در عواقب کارهای عا
موضونةلغتنامه دهخداموضونة. [ م َ ن َ ] (ع ص ) زره بافته . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (مهذب الاسماء). || زرهی که حلقه های آن نزدیک به هم بافته شده باشد. (ناظم الاطباء
جامهلغتنامه دهخداجامه . [ م َ / م ِ ] (اِ) پارچه ٔ بافته ٔ نادوخته را گویند. (برهان ). در هندی باستان یم یا چردیش و غیره (بام ، حمایت ) است و در پهلوی جامک و یامک باشد. مولر بهت
حاکم بامر الغتنامه دهخداحاکم بامر ا. [ ک ِ ب ِ اَ رِل ْلاه ] (اِخ ) ابوالعباس احمدبن مستکفی باﷲ ابوالربیع سلیمان بن حاکم بامر اﷲ اول ابوالعباس احمدبن ابی علی حسن قبّی بن علی بن ابی بکر