قصدفرهنگ مترادف و متضادآهنگ، اراده، اندیشه، خواست، خواسته، داعیه، عزم، غایت، غرض، فکر، مراد، مقصد، مقصود، منظور، میل، نقشه، نیت، هدف
قصددیکشنری فارسی به انگلیسیaim, decision, intent, intention, notion, object, objective, purpose, resolution, thought, will
قصدلغتنامه دهخداقصد. [ ق َ ] (ع ص ) مرد میانه نه فربه نه لاغر. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). || راست : طریق قصد؛ ای مستقیم . (اقرب الموارد). راه راست . (نصاب الصبیان ): علی اﷲ
قصدلغتنامه دهخداقصد. [ ق َ ] (ع مص ) میانه راه رفتن . || عدل . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). || ضد افراط. || در هزینه میانگین اسراف و تقتیر را گرفتن . (اقرب الموارد). || اعتما
قثدلغتنامه دهخداقثد. [ ق َ ] (ع مص ) قَثَد (خیار) خوردن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). و فعل آن از باب «نصر» است . (منتهی الارب ).
قثدلغتنامه دهخداقثد. [ ق َ ث َ ] (ع اِ) خیار بالنگ و آن راخیار بادرنگ نیز نامند. || خیار. (منتهی الارب ) (آنندراج ). اسم عربی خیار است و در شیراز خیاربالنگ و در خراسان بادرنگ ن
قَصْدُفرهنگ واژگان قرآنراهي که رهرواش را به هدف مي رساند(قصد به معناي استقامت راه است ، يعني راه آنطور مستقيم باشد که در رساندن سالک خود به هدف ، قيوم و مسلط باشد ، و ظاهرا اين کلمه ک