ذوقردلغتنامه دهخداذوقرد. [ ق َ رَ ] (اِخ ) غزو ذی قرد یکی از غزوات رسول است صلوات اﷲ علیه با کاروان قریش بر سر آبی در صحرا میان مدینه و خیبر که میان آن و مدینه دوشب راه است که آن
تنکهفرهنگ انتشارات معین(تُ نُ کِ یا کَ) (اِ.) 1 - شلوار کوتاه که تا سر زانو باشد. 2 - شلوار کوتاه زنانه یا مردانه .
تنکهفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. شلوار کوتاه که تا سر زانو باشد.۲. [منسوخ] زیرشلواری کوتاه مردانه.۳. شلوار کوتاه زنانه.۴. قسمت پایین در و پنجره که از تخته ساخته میشود.۵. قطعۀ فلز نازک و پهن
شلوارلغتنامه دهخداشلوار. [ ش َل ْ ] (اِ مرکب ) ازار. پوشاک پاها. تنبان . (از انجمن آرا) (از آنندراج ) (ناظم الاطباء). جامه ای که مردان و گاهی زنان پوشند و آن از کمر تا قوزک پاها
ایزارلغتنامه دهخداایزار. (اِ) شلوار. زیرجامه . پوشش . پای ازار : آهن کن و ز جای بجه گرد برانگیزکخ کخ کن و برگرد و بدر بر پس ایزار. حقیقی صوفی .دست بدستار برد و سیم بتو دادپشت بدو