تنهافرهنگ مترادف و متضاد۱. عزب، مجرد ≠ متاهل، خانهدار ۲. تک، فرد، فرید، منفرد، وحید، یکه، یگانه ۳. فقط، لاغیر، منحصراً ۴. بیهمتا، طاق، مفرد، واحد ۵. یکتنه ۶. خلوتگزین، خلوتنشین
تنهادیکشنری فارسی به انگلیسیalone, apart, desolate, entirely, only, single, lone, lonely, mere, merely, mono-, one, singly, sole, solely, solitary, unaccompanied, unattended, unescorted, u
تنهافرهنگ فارسی طیفیمقوله: عدد وی، گوشه گیر، تک، لنگه، غریب، غریبه، بیکس سوا، جدا یکتنه، یکنفری، دست تنها مفرد، منفرد، مستقل مجرد، عزب، یالغوز یکه، یکتا، یگانه▲ آدم تنها