الکیملغتنامه دهخداالکیم . [ اَ ] (اِخ ) کاهن بزرگ یهودیان . وی این منصب را بطور غیرقانونی بکمک آنتیوکوس اوپاتور حکمران سوریه (162 - 163 م .) بدست آورد و در عرض سه سال حکومت فلسطی
ردی الکیموسلغتنامه دهخداردی الکیموس . [ رَ دی یُل ْ] (ع اِ مرکب ) غذایی که در او خلط غیر معتدل القوام و الکیفیة پیدا شود. (غیاث اللغات ) (از آنندراج ).
آلفرهنگ مترادف و متضاد۱. اولاد، تبار، خاندان، دودمان، سلاله، سلسله، طایفه، عترت، قبیله، نسل ۲. احمر، سرخ، قرمز ۳. پری، جن، زائوترسان ۴. سراب
ردی الکیموسلغتنامه دهخداردی الکیموس . [ رَ دی یُل ْ] (ع اِ مرکب ) غذایی که در او خلط غیر معتدل القوام و الکیفیة پیدا شود. (غیاث اللغات ) (از آنندراج ).
علیمرادلغتنامه دهخداعلیمراد. [ ع َ م ُ ] (اِخ ) شیمی دان بود و در مدرسه ٔ پزشکی مصر شیمی تدریس میکرد. او راست : الکیمیاء التحلیلیة المحکمیة، که در سال 1312 هَ . ق . در بولاق در عهد
لقوةلغتنامه دهخدالقوة. [ ل َق ْ وَ ] (اِخ ) الکیمیائی . رجوع به یوسف لقوة الکیمیائی شود. (عیون الانباء ج 1 ص 157).