دوجینلغتنامه دهخدادوجین . (از فرانسوی ، اِ) مأخوذ از کلمه ٔ فرانسوی دوزن . دوازده تا از چیزی : یک دوجین کبریت . یک دوجین دستمال . (یادداشت مؤلف ). دوازده عدد از یک شی ٔ. بسته ٔ
سنبلالطیبValerianaواژههای مصوب فرهنگستانسردهای از سنبلالطیبیان چندسالۀ علفی با حدود 23 گونه که بومی اروپا و بخشی از آسیا هستند؛ برگهای قاعدهای آنها فراوان و محکم و از خطی تا تخممرغی است و برگهای
رخلغتنامه دهخدارخ . [ رُ ] (اِ) رخساره . (لغت محلی شوشتر نسخه ٔ خطی کتابخانه ٔمؤلف ) (ناظم الاطباء) (از کشاف اصطلاحات الفنون ) (غیاث اللغات ) (از فرهنگ جهانگیری ) (فرهنگ اوبه