218 مدخل
۱. احمق ۲. داوطلب، کاندیدا، نامزد
بسیارساده لوح، زودباور، هالو
ترشيح , مرشح
nominee
candidate
nomination
nominate
کاندید
کاندید شدن، نامزدی، داوطلبی
کاندید شدن
داوطلب، کاندید، نامزد