نعلینگویش اصفهانی تکیه ای: dampâyi طاری: naɂleyng طامه ای: naɂleyn طرقی: na:leyn / malaki کشه ای: naɂleyn نطنزی: dempâyi
نعلینلغتنامه دهخدانعلین . [ ن َ ل َ ] (اِخ ) نام یکی از دهستانهای هفتگانه ٔ بخش سردشت شهرستان مهاباد است . دهستان نعلین از 17 آبادی بزرگ و کوچک تشکیل شده است و جمعیت آن در حدود 2
نعلینلغتنامه دهخدانعلین . [ ن َ ل َ ] (ع اِ) تثنیه ٔ نعل است ، به معنی جفتی کفش . (یادداشت مؤلف ). || یک جفت کفش چوبین . (ناظم الاطباء).- نعلین چوبین ؛ آنچه مثل کفش از چوب ساخت
نالینلغتنامه دهخدانالین . (ص نسبی ) (از: نال + ین ، علامت نسبت ) نالی . نئی . از جنس نی : مستان سخن گزافه و چون مستان گر خر نه ای مخر کمر نالین . ناصرخسرو.رجوع به نال شود. || (اِ
نعلین گرلغتنامه دهخدانعلین گر. [ ن َ ل َ / ل ِ گ َ ] (ص مرکب )آنکه نعلین سازد. حذاء. خَصّاف . (یادداشت مؤلف ).
گرد نعلینلغتنامه دهخداگرد نعلین . [ گ ِ ن َ ل َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان منگور بخش حومه ٔ شهرستان مهاباد، واقع در45500گزی جنوب باختری مهاباد و 32هزارگزی جنوب باختری راه شوسه ٔ مهاب
نعلین گرلغتنامه دهخدانعلین گر. [ ن َ ل َ / ل ِ گ َ ] (ص مرکب )آنکه نعلین سازد. حذاء. خَصّاف . (یادداشت مؤلف ).
گرد نعلینلغتنامه دهخداگرد نعلین . [ گ ِ ن َ ل َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان منگور بخش حومه ٔ شهرستان مهاباد، واقع در45500گزی جنوب باختری مهاباد و 32هزارگزی جنوب باختری راه شوسه ٔ مهاب
تشسیعلغتنامه دهخداتشسیع. [ ت َ ] (ع مص ) نعلین را شسع کردن . (زوزنی ). دوال ساختن برای نعل . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).