شارکولغتنامه دهخداشارکو. [ ک ُ ] (اِخ ) ژان باتیست . پزشک و کاشف فرانسوی . وی بسال 1867 م . در نویی -سور - سن تولد و به سال 1936 م . در سفر دریا وفات یافت . پسر شارکو (ژان مارتن
شارکولغتنامه دهخداشارکو. [ ک ُ ] (اِخ ) ژان مارتن . پزشک فرانسوی که بسال 1825 م . در شهر پاریس متولد و بسال 1893م . وفات یافت . شهرت او بسبب آثاری است که درباره ٔ بیماریهای عصبی
ارکلیجهلغتنامه دهخداارکلیجه . [ ] (اِخ ) قصبه و اسکله ٔ کوچکی است درسنجاق گلی پولی (گالی پولی ) از ولایت ادرنه در قضای ((شارکوی )) بساحل بحر مرمره . (از قاموس الاعلام ترکی ).
روانشناسیلغتنامه دهخداروانشناسی . [ رَ ش ِ ] (حامص مرکب ) علم النفس . معرفةالنفس .معرفةالروح . روانشناسی عبارت است از تحقیق و مطالعه در حیات نفسانی و اعمال و رفتار انسان در احوال و ا
حافظةلغتنامه دهخداحافظة. [ ف ِ ظَ ] (ع ص ، اِ) تأنیث حافظ. || قوه ٔ حافظه ؛ مقابل قوه ٔ ذاکره . نیروئی است که (بقول قدما) جای آن تجویف اخیر دماغ است ، و کار آن نگاهداری چیزهائیس