تروالغتنامه دهخداتروا. [ ت ُ ] (اِخ ) شهری در آسیای صغیر که آنرا ایلیون و پرگام نیز می نامیدند. یونانیان ده سال این شهر را محاصره کردند و در آخر پس از تسخیر آن را آتش زدند. این
طروءلغتنامه دهخداطروء. [ طُ ] (ع مص ) از جائی وشهری برآمدن . (صراح ). از جائی به جائی شدن یا آمدن .(زوزنی ). از جائی و شهری آمدن کسی را، یا ناگاه برآمدن از جائی بر کسی . یقال :
تروعلغتنامه دهخداتروع . [ ت َ رَوْ وُ ] (ع مص ) ترسیدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). تفزع . (اقرب الموارد) (المنجد).
تروآدلغتنامه دهخداتروآد. [ ت ْ رُ ] (اِخ ) خره باستانی در آسیای مرکزی که بوسیله ٔ رودهای سکاماندر و سیموایس مشروب میگردید و مرکز آن تروای سابق الذکر بود. و در سال 335 ق . م . قشو
تروآدهلغتنامه دهخداتروآده . [ ت ْ رُ دِ ] (اِخ ) تلفظترکی تروآد. رجوع به تروآد و قاموس اعلام ترکی شود.
تروآرنلغتنامه دهخداتروآرن . [ ت ْ رُ ] (اِخ ) مرکز بخشی از ولایت کان است که در ایالت کالوادو واقع است و در سال 1944 م . جنگ سختی در آنجا روی داد.
تروآسلغتنامه دهخداتروآس . [ ت ْ رُ ](اِخ ) شهری است که از توابع میسیه میباشد که در ساحل روم واقع است و موقعش در نزد تروبا بود که در تاریخ یونانیان مذکور است و پولس رسول چند دفعه
تروآدلغتنامه دهخداتروآد. [ ت ْ رُ ] (اِخ ) خره باستانی در آسیای مرکزی که بوسیله ٔ رودهای سکاماندر و سیموایس مشروب میگردید و مرکز آن تروای سابق الذکر بود. و در سال 335 ق . م . قشو
تروآدهلغتنامه دهخداتروآده . [ ت ْ رُ دِ ] (اِخ ) تلفظترکی تروآد. رجوع به تروآد و قاموس اعلام ترکی شود.
تروآرنلغتنامه دهخداتروآرن . [ ت ْ رُ ] (اِخ ) مرکز بخشی از ولایت کان است که در ایالت کالوادو واقع است و در سال 1944 م . جنگ سختی در آنجا روی داد.
تروآسلغتنامه دهخداتروآس . [ ت ْ رُ ](اِخ ) شهری است که از توابع میسیه میباشد که در ساحل روم واقع است و موقعش در نزد تروبا بود که در تاریخ یونانیان مذکور است و پولس رسول چند دفعه