بومسازگان زمینیterrestrial ecosystemواژههای مصوب فرهنگستانمجموعۀ عوامل زنده اعم از گیاهی و جانوری و محیط زیست آنها که بر خشکیهای زمین ظاهر میشوند
بومسازگانecosystem, ecological systemواژههای مصوب فرهنگستاناجتماع زیستی یک منطقه که با محیط پیرامون خود برهمکنش دارد
بومسازگان اَبریcloud ecosystemواژههای مصوب فرهنگستانمحیطی که فراهمسازان اَبر و فراهمسازان راهکارها و فنّاوریهای آن و مصرفکنندگان اَبر در آن کار میکنند
بومسازگان ارتباطات میداننزدیکnear field communication ecosystemواژههای مصوب فرهنگستانمحیطی برای استفاده از خدمات ارتباطات میداننزدیک اختـ . بومسازگان اَرمیکیNFC ecosystem
درستلغتنامه دهخدادرست . [ دُ رُ ] (ص ، ق ، اِ) کل . تام . کامل . تمام . (ناظم الاطباء). تمام و غیر ناقص . (غیاث ). که کم نیست : سنگ این نانوا درست است . مقابل کم : وزن یا سنگ در
خوشگوارلغتنامه دهخداخوشگوار. [ خوَش ْ / خُش ْ گ ُ ] (نف مرکب ) خوش گوارنده . هنی . سریعالانهضام . سریعالهضم . سبک . زودگذر. زودگوار. مفرح . زودهضم . (یادداشت مؤلف ). || نکو. ملایم
سازیدنلغتنامه دهخداسازیدن . [ دَ ] (مص ) مصدر دیگری از ساختن . بنا کردن . برآوردن . پی افکندن . بنیان : بجائی که بودی همه بوم خاربسازید شهری چو خرم بهار. (شاهنامه ٔ بروخیم ج 3 ص 6
اسپستلغتنامه دهخدااسپست . [ اَ پ ِ / اِ پ ِ ] (اِ) علفی است که بترکی یونجه خوانند و معرّب آن فصفصه است و تخم آنرا بذرالرطبة گویند. (برهان ). اسفست . سپست . (جهانگیری ). قَضْب . ق
خانهلغتنامه دهخداخانه . [ ن َ / ن ِ ] (اِ) آن جایی که در آن آدمی سکنی می کند. (ناظم الاطباء). سرا. منزل . مستَقَرّ : برگزیدم بخانه تنهایی از همه کس درم ببستم چست . شهیدبلخی .کنو