پوچسازannihilator, annulatorواژههای مصوب فرهنگستانبرای یک مجموعۀ مفروض، ردۀ همۀ توابع از نوع خاص که مقدار آنها در هر نقطه از آن مجموعه صفر باشد
کاسبفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مناسبات ملکی اسب، پولساز، مکتسب، پولدرآر، درآمدساز، پساندازکن جوینده مستمریبگیر، حقوقبگیر، وظیفهبگیر، کارمند، کارگر اجیر، مزدور عامل، مأمور تاجر، ک
اصیلةلغتنامه دهخدااصیلة. [ اَ ل َ ] (اِخ ) بصورت های گوناگون در متنهای تازی بدین سان : اصیل ، اصیلا، اصیئة و ارضیلا آمده است . یاقوت آرد: ابوعبید بکری در کتاب مسالک هنگام یاد کرد