معتبلغتنامه دهخدامعتب . [ م ُ ت َ ] (ع ص ) بازگشته . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
معتبلغتنامه دهخدامعتب . [ م ُ ع َت ْ ت ِ ] (اِخ ) ابن ابی لهب بن عبدالمطلب بن هاشم بن عبدمناف هاشمی پسر عم و از صحابه ٔ پیغمبر اکرم است . وی با برادر خود عتبه به هنگام فتح مکه ا
معتبلغتنامه دهخدامعتب . [ م ُ ع َت ْ ت ِ ] (اِخ ) ابن عوف بن عامر خزاعی (21 قبل از هجرت - 57 هَ . ق .) صحابی است . به حبشه و سپس به مدینه هجرت کرد و در همه ٔ جنگها همراه پیغمبر
معتبلغتنامه دهخدامعتب . [م َ ت َ ] (ع مص ) خشم گرفتن . (تاج المصادر بیهقی ) (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). مَعتِبَة. مَعتَبَة. (منتهی الارب ) (اقرب
معطبلغتنامه دهخدامعطب . [ م ُ طِ ] (ع ص ) مرد تنگ گیر بر عیال . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). فقیر. (از اقرب الموارد).
معطبلغتنامه دهخدامعطب . [ م َ طَ ] (ع اِ) جای هلاک . ج ، معاطب . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
مُعْتَبِينَفرهنگ واژگان قرآنآنانکه عذر خواهیشان پذیرفته شده - راضی کنندگان (کلمه معتبين جمع اسم فاعل ازاعتاب است به معناي ارضا (راضی کردن)است ، و اصل اعتاب به اين معنا بوده که پوستي را که
معتبرفرهنگ مترادف و متضاد۱. ارزشمند، مهم ۲. آبرومند، امین، باآبرو، بااعتبار، باحیثیت ۳. گرانمایه، معتمد ۴. مستند، موثق ۵. عبرتگرفته ≠ غیرمعتبر
معتبردیکشنری فارسی به انگلیسیauthentic, authorized, effectual, faithful, genuine, magisterial, reliable, reputable, standard, standing, valid, well-established
مُعْتَبِينَفرهنگ واژگان قرآنآنانکه عذر خواهیشان پذیرفته شده - راضی کنندگان (کلمه معتبين جمع اسم فاعل ازاعتاب است به معناي ارضا (راضی کردن)است ، و اصل اعتاب به اين معنا بوده که پوستي را که