مسبارلغتنامه دهخدامسبار. [ م ِ ] (ع اِ) میل جراحت . (منتهی الارب ) (مهذب الاسماء). میلی که عمق زخم را بدان معلوم کنند. (اقرب الموارد). میل که به جراحت فرو برند تا عمق آن معلوم کن
مُّبَارَکاًفرهنگ واژگان قرآندارای خیر بسیار شده - صاحب برکت شده(کلمه مبارک از مصدر مبارکه باب مفاعله از ثلاثي مجرد برکت است و برکت به معناي خير بسيار ، و مبارک به معناي محلي است که خير کثي
مُّبَارَکَةٍفرهنگ واژگان قرآندارای خیر بسیار شده - صاحب برکت شده(کلمه مبارک از مصدر مبارکه باب مفاعله از ثلاثي مجرد برکت است و برکت به معناي خير بسيار ، و مبارک به معناي محلي است که خير کثي
مباراتفرهنگ مترادف و متضاد۱. از هم بیزار شدن، از یکدیگر بری شدن ۲. طلاق (به سبب کراهتزوجین از یکدیگر)
محرافلغتنامه دهخدامحراف . [ م ِ ] (ع اِ) مِسْبار. میل که به جراحت فروبرند تا غور آن معلوم کنند. (منتهی الارب ).
گمانهلغتنامه دهخداگمانه . [ گ ُ ن َ / ن ِ ] (اِ) مسبار.آلتی که با آن عمق را تعیین میکنند. (فرهنگستان ).