463 مدخل
بسونه . [ ب َ ن َ ] (اِ) زلف را گویند. (جهانگیری ). رجوع به بسوته شود.
caulk, filler, putty, underlay
primer
prime
prime, putty
caulker
بمونه
بونهلت
بتونه، بخشیدن، توصیح کردن، واگذاردن، رفتن، صرف نظر کردن
بتونه
بتونه، دلالت کردن بر، حاکی بودن از