832 مدخل
افلوس . [ اَ ] (اِ) بداغ . رجوع به بداغ شود. گااوبا. (یادداشت مؤلف ).
افسوس کن . [ اَ ک ُ ] (نف مرکب ) ریشخندکننده . مستهزء. (فرهنگ فارسی معین ).
دریغا
بی پولی
ورشکستگي , افلا س , توقف بازرگان , درماندگي , اعسار , عجز از پرداخت ديون
آه , اسف , شفقة
افسوس
افسوس که
افسوس.