criedدیکشنری انگلیسی به فارسیگریه کرد، گریه کردن، فریاد زدن، بانگ زدن، داد زدن، صدا کردن، خروش برآوردن، خروشیدن، مصوت کردن
برساختهcoinedواژههای مصوب فرهنگستانواژهای که با استفاده از فرایند برساختن به وجود آمده و وارد یک زبان شده است
چینهدانگویش اصفهانی تکیه ای: čenârduna طاری: čenârduna طامه ای: čenârduna طرقی: čenârdâna کشه ای: čineduna نطنزی: čenârduna