3034 مدخل
incandescent, radiant
dysfunction
= پریشیدن
پرشیدن . [ پ َ دَ ] (مص ) برباد دادن . (برهان ). پریشیدن .
پرسیدن.
پرستیدن.
پرشده
پرزیدنت هیز
پاشیدن، چلپ چلوپ کردن، ریختن، ترشح کردن
پریدن، جستن، جهش ناگهانی کردن، خیز زدن، وفق دادن، پراندن، جهاندن