نیم تنهلغتنامه دهخدانیم تنه . [ ت َ ن َ / ن ِ ] (اِ مرکب ) نیم تن . آرخالق . (از برهان ) (ناظم الاطباء). جامه ٔ آستین و دامن کوتاه که نیم تن را فروپوشد. (انجمن آرا). قسمی جامه ٔ کو
نیم تنهفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. لباس کوتاه مردانه یا زنانه که قسمت بالای تنه را میپوشاند.۲. مجسمهای که نیمۀ بالای بدن را نشان میدهد.
نیمتنهtorsoواژههای مصوب فرهنگستانمجسمهای که معمولاً تا کمر ساخته میشود و ممکن است سر یا دست یا پا نداشته باشد
حنینلغتنامه دهخداحنین . [ ] (اِ) نیمتنه ٔ پیشواز. (فرهنگ نظام قاری ) : مائیم به جامه خانه ٔ دهر مدام نی همچو حنین و نی چو الباغ تمام . نظام قاری .که مرا نیست بدوران چو حنین و چک