موریاتلغتنامه دهخداموریات . (ع ص ، اِ) ج ِ موریة. اسبهایی که از برخورد سمشان با سنگ آتش برمی آید. قوله تعالی : فالموریات قدحاً . (از ناظم الاطباء). و رجوع به موریة شود.
مُورِيَاتِفرهنگ واژگان قرآنجرقه جهانندگان (موريات جمع اسم فاعل از مصدر ايراء است ، که به معناي برون کردن آتش از سنگ چخماق است )
موریانهفرهنگ مترادف و متضاد۱. چوبخوار، چوبخوارک، چوبخواره، ریشمیز، زمینسنب، مورچه سفید ۲. زنگار (آهن و پولاد)
موریةلغتنامه دهخداموریة. [ ی َ ] (ع ص ) مؤنث موری . آنکه آتش برمی آورد از آتش زنه .(ناظم الاطباء). ج ، موریات . و رجوع به موریات شود.