لوله کشیلغتنامه دهخدالوله کشی . [ لو ل َ / ل ِ ک َ / ک ِ ] (حامص مرکب ) لوله کشی برای آب شهر یا قصبه یا بنای خانه ؛ برای عبور آب صافی با کنده لوله های سفالین یا فلزین کردن در زمین و
لوله کشیفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهنصب کردن لولههای فلزی در ساختمانها یا در زیر زمین برای عبور آب، نفت، یا گاز؛ شغل و عمل لولهکش.
لوله کشی کردنلغتنامه دهخدالوله کشی کردن . [ لو ل َ / ل ِ ک َ / ک ِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) نصب کردن لوله . لوله های فلزین و غیره در کویهاو خانه ها قراردادن ، راندن و بجریان گذاردن آب را.
بحمداﻟﻠﻪفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهکلمهای که در مقام شکرگزاری گویند؛ به ستایش خدا؛ شکر خدا را؛ سپاس خدای را.