8 مدخل
صدای چرخیدن فلز روی هم.
قِژ:موی ژولیده
ترش شدن ماست.
یک جا جمع شدن انبوهى از حشرات، انباشته شدن تودهاى از کرم، درون زخم بدن جانوران.
صدای سُر خوردن و صدای سایش دو فلز
قژلة. [ ق َ ژَ ل َ / ل ِ ](اِ) زاغ و کلاغ که قچل نیز گویند. (ناظم الاطباء).
۱. لاج، ماچه، مادهسگ، ماده ۲. ملاعبه ۳. ابریشمخام، قژ، کژ