سینه کشلغتنامه دهخداسینه کش . [ ن َ / ن ِ ک َ / ک ِ ] (نف مرکب ) آنکه سینه را بر زمین یا چیز دیگر بساید. (آنندراج ) (بهار عجم ). آنکه به سینه راه رود : چون ابر بهاری بزمین سینه کش
سینه کشفرهنگ انتشارات معین( ~. کِ) (ق مر.) جای هموار و معمولاً شیب دار. ؛ ~ آفتاب رو به آفتاب ، در معرض آفتاب . ؛ ~کوه : شیب تند و تیز کوه .
سینه کشفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهجای پهن و هموار در دامنۀ کوه: سینهکش کوه. سینهکش آفتاب: [مجاز] جای رو به آفتاب؛ جای مسطح که خورشید بر آن بتابد.
دامنهفرهنگ مترادف و متضاد۱. دامان ۲. پایین، ذیل، زیر ۳. دامن ۴. سینهکش ۵. شمول، گستره ۶. انتها، دنباله ۷. اطراف، دوره
عقاب ماهیگیر دریاییPandion haliatusواژههای مصوب فرهنگستانتیرهای از گونۀ عقابماهیگیریان و راستۀ شاهینسانان که سطح بالایی بدنشان قهوهای و پاها و قفسه سینهشان سفید است و یک طوق خالدار دارد
biasدیکشنری انگلیسی به فارسیتعصب، پیشقدر، تمایل بیک طرف، سینه کش، تحت تاثیر قرار دادن، بیک طرف متمایل کردن، تبعیض کردن، مورب