زیستفراهمی نسبیrelative bioavailabilityواژههای مصوب فرهنگستانمقایسۀ زیستفراهمی دو شکل مختلف غیرتزریقی یک دارو
زیستفراهمیbioavailabilityواژههای مصوب فرهنگستان[تغذیه، علوم و فنّاوری غذا] میزان جذب و استفادۀ یک مادۀ مغذی یا غیرمغذی در بدن [علوم دارویی] قابلیت دارویی که پس از مصرف در دسترس بافت هدف قرار میگیرد
زیستفراهمی مطلقabsolute bioavailabilityواژههای مصوب فرهنگستاننسبت زیستفراهمی داروی تجویزشده به شکل فراوردۀ غیرتزریقی به زیستفراهمی همان دارو به شکل تزریق وریدی
مطالعۀ زیستفراهمیbioavailability studyواژههای مصوب فرهنگستانپژوهشی که برای بررسی میزان زیستفراهمی یک دارو در بدن انجام میشود
اسکندرانیلغتنامه دهخدااسکندرانی . [ اِ ک َ دَ ] (ص نسبی ، اِ) منسوب به اسکندریه . (سمعانی ). || نوعی پارچه بوده است که شاید از آن کفن نیز می کرده اند : اگر اسکندری دنیای فانی کند بر
اسپنسرلغتنامه دهخدااسپنسر. [ اِ پ ِ س ِ ] (اِخ ) هربرت . وی در قرن نوزدهم بزرگترین فیلسوف انگلیسی بشمار است . مولد او بسال 1820 م . پدر وجدّ وی معلم کتاب بودند. خود او هنگام تعلم
رشدمایهsubstrateواژههای مصوب فرهنگستانهر مادهای که نیاز غذایی و بستر زیستِ ریزاندامگانها را فراهم کند
رفغلغتنامه دهخدارفغ. [ رُ ] (ع اِ) ریم ناخن یا ریم بنهای ران . || هر فراهم آمدنگاه ریم از بدن . ج ، اَرفاغ و رُفوغ . (از ناظم الاطباء) (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموار
جامعةلغتنامه دهخداجامعة. [ م ِ ع َ] (ع ص ) تأنیث جامع. (اقرب الموارد). گردآورنده . فراهم آورنده . جمعکننده . || (اِ) طوق . (منتهی الارب ). غل . (مهذب الاسماء). غلی که بر گردن و