دم آهنگلغتنامه دهخدادم آهنگ . [ دَ هََ ] (ص مرکب ، اِ مرکب ) آنکه بسختی نفس می کشد. (ناظم الاطباء). دم آهنج . رجوع به دم آهنج شود.
دم آهنجلغتنامه دهخدادم آهنج . [ دَ هََ ] (ص مرکب ) بادآلود و متورم .(ناظم الاطباء). || به دم کشنده . دم آهنگ . بلعنده . که چون اژدها به دم کشد و بکشد : اگر زآنکه خواهی بیابی رهاز چ
منفاخلغتنامه دهخدامنفاخ . [ م ِ ] (ع اِ) دم آهنگران . مِنفَخ . (مهذب الاسماء). دمه ٔ آهنگران . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). آلتی که بدان باد کنند. (از اقرب الموارد).
دملغتنامه دهخدادم . [ دَ ] (اِ) نفس . (شرفنامه ٔ منیری ) (غیاث ) (لغت محلی شوشتر، خطی ) (دهار) (منتهی الارب ). نفس و هوایی که به واسطه ٔ حرکات آلات تنفس در شش داخل می شود و از