مَّمْدُوداًفرهنگ واژگان قرآنگسترده - مدد شده ("جعلت له مالا ممدودا" يعني من براي او مالي ممدود يعني گسترده و يا ممدود به مدد نتايج و فايده قرار دادم )
جعلفةلغتنامه دهخداجعلفة. [ ج َ ل َ ف َ ] (مص منحوت ) مانند جَعْفَدَه . جعلت فداک گفتن . یا اختصاری از جعلنی اﷲ فداک .
ارجانلغتنامه دهخداارجان . [ اَرْ رَ ] (اِخ ) اورجان . و عامه ٔ ایرانیان آنرا ارغان نامند و متنبی راء آنرا بتخفیف آورده است در این بیت :أرجان َ ایّتها الجیادُ فانه عزمی الذی یَدع
اشکونیةلغتنامه دهخدااشکونیة. [ اَ ی َ ] (اِخ ) از نواحی مرزی روم بود که سیف الدولةبن حمدان در آنجا غزا کرد. ابوالعباس صفری شاعر دربار وی که یا را بضرورت شعری مشدد کرده گوید:و حلت ب
ذیوطالسلغتنامه دهخداذیوطالس . [ ی ُ ل ِ ] (اِخ ) ذیُوطالیس (اِخ ) در تاریخ الحکمای قفطی آمده است در شرح حال ارسطو: و لمّا حضرته الوفات قال انّی قد جعلت وصیتی ابداً فی جمیع ما خلفت