واعیلغتنامه دهخداواعی . (ع ص ) نگهدارنده . (غیاث اللغات ) (آنندراج ). نگهبان . حافظ. (از ناظم الاطباء). || والی . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). قیم : واعی الیتیم
وائیگاچلغتنامه دهخداوائیگاچ . (اِخ ) جزیره ٔ روسی در اقیانوس منجمد شمالی ، واقع بین قاره و زامبل جدید .
وائیگاچلغتنامه دهخداوائیگاچ . (اِخ ) جزیره ٔ روسی در اقیانوس منجمد شمالی ، واقع بین قاره و زامبل جدید .
امشاسپندلغتنامه دهخداامشاسپند. [ اَ پ َ ] (اِ) فرشته و ملک . (برهان قاطع) (آنندراج )(انجمن آرا). امشاسپند در اوستا اَمِشَه سپَتَه آمده ، مرکب است از دو جزء، جزء اول «اَمشه » نیز مرک
پذیرندهلغتنامه دهخداپذیرنده . [ پ َ رَ دَ / دِ ] (نف ) قابل . قبول کننده : پذیرنده ٔ هوش و رای و خردمر او را دد و دام فرمان برد. فردوسی .ای عطابخش پذیرنده و خواهنده سپاس رای تو خوب
وایهلغتنامه دهخداوایه . [ ی َ / ی ِ ] (اِ) ضروری . مرادف بایا و بر این قیاس است وای است و وایسته . (از آنندراج ) (انجمن آرا). ضروری . حاجت . مراد. مطلوب .دربایست . دروا. بایسته
هاوائیلغتنامه دهخداهاوائی . (اِخ ) یا ساندویچ ، ایالت پنجاهم ازایالات متحده ٔ امریکا که به صورت مجمعالجزایری در اقیانوس آرام در جنوب مدار رأس السرطان بین َ55، ْ18 وَ25، ْ28 عرض ش