بستانیلغتنامه دهخدابستانی . [ ب ُ ] (اِخ ) سلیمان بن خطاربن سلوم نادر بسال 1856 م . در دهکده ٔ بکشتین لبنان متولد شد و بسال 1925 م . درگذشت وی عضو مجلس اعیان قسطنطنیه و بازرس ادار
peerدیکشنری انگلیسی به فارسیهمکار، همتا، جفت، همشان، عضو مجلس اعیان، صاحب لقب اشرافی، رفیق، هما ل، بدرجه اشرافی رسیدن، بدقت نگریستن، نمایان شدن، بنظر رسیدن، برابر کردن، هم درجه کردن، برابر
خیرالدین پاشالغتنامه دهخداخیرالدین پاشا. [ خ َ رُدْ دی ] (اِخ ) اصل او از چرکس بود و بخردی بتونس آمد و از متقربان احمدبای شد. احمدبای او را از خدمتگزاران خاصه ٔ خود گردانید و کمک بر اتما