رذلدیکشنری فارسی به انگلیسیblackguard, bugger, common, cur, dirty, dog, foul, iniquitous, miscreant, rapscallion, rascally, reprobate, rogue, scapegrace, scoundrel, thug, vagabond, varlet
رذللغتنامه دهخدارذل . [ رَ ] (ع ص ) ناکس و فرومایه . (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (منتهی الارب ). ناکس و فرومایه . ج ، رُذول ، اَرْذال ، رَذْلون . (از اقرب الموارد). ناکس . (دهار)
رذللغتنامه دهخدارذل . [ رَ ] (ع مص ) ناکس و فرومایه گردانیدن کسی را.(ناظم الاطباء) (آنندراج ) (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). فرومایه کردن . (تاج المصادر بیهقی ) (دهار).
رذلفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اخلاقیات ون، سفله، ناجنس، فرومایه، آشغال، نابهکار، شرور، خبیث، نامرد، بدجنس، بدذات، ناکس، جانی، قانونشکن، شرور دنی، لئیم، بخیل، خسیس آشغالخور، حقیر، ب
رذلاءلغتنامه دهخدارذلاء. [ رُ ذَ ] (ع ص ، اِ) ج ِ رذیل . (ناظم الاطباء) (ذیل اقرب الموارد) (منتهی الارب ). رجوع به رذیل شود.
رذلاءلغتنامه دهخدارذلاء. [ رُ ذَ ] (ع ص ، اِ) ج ِ رذیل . (ناظم الاطباء) (ذیل اقرب الموارد) (منتهی الارب ). رجوع به رذیل شود.