کبوتر بازفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهکسی که در خانۀ خود دستهای کبوتر نگه میدارد و آنها را پرورش میدهد.
کبوتربازلغتنامه دهخداکبوترباز.[ ک َ ت َ ] (نف مرکب ) که کبوتر باختن کار دارد. که در کار پرورش و پرواز دادن و باختن کبوتر اهتمام دارد. کسی که با کبوتران بازی می کند و در طیران و پروا
کبوتربازفرهنگ انتشارات معین( ~ .) (ص فا.) 1 - کسی که به نگاه داری و پرورش کبوتران می پردازد. 2 - کنایه از: حیله گر، مکار.
کبوتربازیلغتنامه دهخداکبوتربازی . [ ک َ ت َ ] (حامص مرکب ) عمل کبوترباز. کار کبوترباز. در فرهنگ فارسی معین آمده است : کبوتر بازی در ایران به صورت فنی درآمده است ، شامل شناسایی انواع
کبوترلغتنامه دهخداکبوتر. [ ک َ ت َ ] (اِ) کفتر. کبتر. (ناظم الاطباء). حمام . (دهار) (فهرست مخزن الادویه ). کوتر. کفتر. حمامه . (آنندراج ). نامه بر. (یادداشت مؤلف ). عَفْد. و رقا
کبوتر گرفتنلغتنامه دهخداکبوتر گرفتن . [ ک َ ت َ گ ِ رِ ت َ ] (مص مرکب ) کبوتر شکار کردن . کبوتر زدن . بدست آوردن کبوتر. در اختیار آوردن کبوتر : باز اگر چند کبوتر گیردباز را هم به کبوتر
کرک بازلغتنامه دهخداکرک باز. [ ک َ رَ / ک رْ رَ ] (نف مرکب ) کرک بازنده . که کرک پرورد همچون کبوتر باز و جز آن . رجوع به کرک شود.
بازفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهپرندهای شکاری، با منقار خمیده، چنگالهای قوی، و پرهای قهوهای سیر که بیشتر در کوهها به سر میبرد و در قدیم آن را برای شکار کردن جانوران تربیت میکردند: ◻︎ کند
کبوترلغتنامه دهخداکبوتر. [ ک َ ت َ ] (اِ) کفتر. کبتر. (ناظم الاطباء). حمام . (دهار) (فهرست مخزن الادویه ). کوتر. کفتر. حمامه . (آنندراج ). نامه بر. (یادداشت مؤلف ). عَفْد. و رقا