نوعیلغتنامه دهخدانوعی . [ ن َ / نُو ] (ص نسبی ) منسوب به نوع . مقررشده برای نوع . (ناظم الاطباء). مربوط به نوع : صورت نوعی . حرکت نوعی . (فرهنگ فارسی معین ): من ِ نوعی .
بریکلغتنامه دهخدابریک . [ بْری / ب ِ ](فرانسوی ، اِ) نوعی کشتی با دو دگل . (یادداشت دهخدا). و رجوع به بریق شود.
کشتیفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهنوعی ورزش که بین دو نفر انجام میشود و هر کدام سعی میکند با استفاده از فنون آن ورزش پشت دیگری را به زمین بیاورد. کشتی فرنگی: (ورزش) نوعی کشتی که فنون آن از کمر
شذاوةلغتنامه دهخداشذاوة. [ ش َ وَ ] (ع اِ) نوعی کشتی . (یادداشت مؤلف ). شذاوة و سمیریة دو نوع قایق هستند، اهمیت شذاوه بیش از سمیریة است چنانکه از عبارت ابن اثیر (ج 7 ص 135) برآی
ابوالطیبلغتنامه دهخداابوالطیب . [ اَ بُطْ طَی ْ ی ِ ] (اِخ ) طاهربن عبداﷲبن طاهربن عمر الطبری الاَّملی . فقیه شافعی مولد او به سال 348 هَ . ق . بشهر آمل طبرستان است . در آمل تلمیذ ا
زولغتنامه دهخدازو. [ زَوو ] (ع اِ) دو حریف با هم . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). یقال : جاءفلان زواً؛ اذا جاء هو و صاحبه . (ناظم الاطباء) (اقرب ا