موکانلغتنامه دهخداموکان . [ م َ ] (اِخ ) قریه ای از قرای بخاراست که تا شهر پنج فرسخ فاصله دارد بر طرف راست راه «بیکند» و در میانه ٔ آن و میانه ٔ راه سه فرسخ مسافت است . (انجمن آر
موکاریلغتنامه دهخداموکاری . [ م َ / مُو ] (حامص مرکب ) کاشتن درخت مو. کاشتن تاک یعنی درخت انگور. (از یادداشت مؤلف ). عمل کشت وپرورش گیاهانی از قبیل مو. (فرهنگ اصطلاحات علمی ).
موکانلغتنامه دهخداموکان . [ م َ ] (اِخ ) قریه ای از قرای بخاراست که تا شهر پنج فرسخ فاصله دارد بر طرف راست راه «بیکند» و در میانه ٔ آن و میانه ٔ راه سه فرسخ مسافت است . (انجمن آر
موکاریلغتنامه دهخداموکاری . [ م َ / مُو ] (حامص مرکب ) کاشتن درخت مو. کاشتن تاک یعنی درخت انگور. (از یادداشت مؤلف ). عمل کشت وپرورش گیاهانی از قبیل مو. (فرهنگ اصطلاحات علمی ).