قوای کمکیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: تضاد در عمل (اختیار فردی) قوای کمکی، نیروی امدادی(کمکی)، اسب تازهنفس، خون تازه دوست همپیمان، آجودان، آسیستان، دستیار قابله، ماما نیروی احتیاط اعقاب (آی
بحریةلغتنامه دهخدابحریة. [ ب َ ری ی َ ] (ص نسبی ) منسوب به بحر. دریائی . آنچه به دریا منسوب باشد.- نیروی بحریه ؛ نیروی دریایی . قوای جنگی در دریا از قبیل ناو و ناوشکن و زیردریائی
پلوپیداسلغتنامه دهخداپلوپیداس . [ پ ِ ل ُ ] (اِخ ) سردار و فرمانده قوای تب (طبس )، دوست اپامی نُنداس . وی در اخراج اسپارتیان از تب بسال 378 ق . م . دست داشت و در فتح لوکتر سهیم بود.
تاخسلغتنامه دهخداتاخس . [ خ ُ ] (اِخ ) بنابه روایت دیودور در کتاب 15 بند 92 - 93 از پادشاهان مصر و معاصر اردشیر... تاخس پادشاه مصر خواست با اردشیر جنگ کند و قوای بری و بحری زیاد
پریکلسلغتنامه دهخداپریکلس . [ پ ِ ل ِ ] (اِخ ) از مردان سیاسی و خطبای بزرگ و جنگاوران قدیم آتن است که در سال 494 ق .م . متولد شد و در 429 ق .م . درگذشت . پریکلس درجوانی نزد آناگزا
پنتلغتنامه دهخداپنت . [ پ ُ ] (اِخ ) نام ولایت شمالی آسیای صغیر بر کنار پونتوکسن دریای سیاه (بحر اسود) و آن را به لاطینی پنتوس (بنطس عربی ) می گفتند. دولتی در آن سرزمین در عهد