عقیلغتنامه دهخداعقی . [ ع َق ْی ْ ] (ع مص ) ناپسند داشتن . عَقْو. || خورانیدن بچه را چیزی که «عقی » برآرد از آن . (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). گویند هل عقیتم صبیکم ؛ یع
عقیلغتنامه دهخداعقی . [ ع ِق ْی ْ ] (ع اِ) آنچه نخستین از کودک نوزاده برآید ازکمیز و پلیدی . (از منتهی الارب ). چیزی است که از شکم نوزاد هنگام تولد و پیش از آنکه چیزی بخورد، خا
اغیلغتنامه دهخدااغی . [ اَ ] (اِخ ) این کلمه در ابیات زیر از ابوزید لحیان بن جلبة محاربی از شعرای جاهلی آمده است :الا ان جیرانی العشیة رائح دعتهم دواع من هوی و منازح فساروا لغی
اقیلغتنامه دهخدااقی . [ اَق ْی ْ ] (ع مص ) نفرت کردن از طعام و شراب بسبب علتی . واین از باب ضرب آید. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).
آغیواژهنامه آزاددر زبان هزاره گی، خواهر را گویند. آغی/ غَ/ ترکی مغولی/ خواهر بزرگ در لهجه قوم هزاره.