عاملیتفرهنگ فارسی طیفیمقوله: علیت عاملیت، عمل، کار، علیت مشغله، کسبوکار، اشتغال اِعمال، تأثیر زحمت، کوشش، فعال بودن، تلاش تعامل، اثر متقابل حصول، فراهمسازی، بهدستآوری، دستیابی، و
عاملیتagency 3واژههای مصوب فرهنگستانکنش کنشگر اجتماعی (social actor) در حوزۀ علوم اجتماعی و اثرات آن
عاملیلغتنامه دهخداعاملی . [ م ِ ] (اِخ ) بدرالدین بن سید احمدبن زین العابدین حسنیی عاملی انصاری ، ساکن طوس و یکی از مدرسین آنجا بود. او مردی فقیه و محدث و ادیب و شاعر بوده و از م
عاملیلغتنامه دهخداعاملی . [ م ِ ] (اِخ ) ابراهیم بن یحیی . از افاضل علمای اوایل قرن سیزدهم هجرت بود که در حدود 1230 هَ . ق . درگذشت . وی از شاگردان سید بحرالعلوم بود و از آثار او
واکنش جامعگیsocietal reactionواژههای مصوب فرهنگستانپاسخ شماری از عاملیتهای رسمی و غیررسمی نظارت اجتماعی نظیر قانون و رسانهها و پلیس و خانواده به انواع انحرافات اجتماعی
کردگیلغتنامه دهخداکردگی . [ ک َ دَ/ دِ ] (حامص ) عاملیت . فاعلیت . کنندگی : ز گردش شود کردگی آشکارنشان است پس کرده بر کردگار.اسدی (گرشاسبنامه ).
عامل معنویلغتنامه دهخداعامل معنوی . [ م ِ ل ِ م َ ن َ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) درمقابل عامل لفظی مانند عاملیت ابتداء است در خبر که همان مجرد بودن از عوامل لفظی است . (از تعریفات ).