سپیرکلغتنامه دهخداسپیرک . [ س َ رَ ] (اِ) جانوری باشد سرخ رنگ و پردار که پیوسته در حمامها میباشد. (برهان ) (آنندراج ). رجوع به سپیرو شود.
سپیرولغتنامه دهخداسپیرو. [ س َ ] (اِ) بمعنی سپیرک است که جانوری باشد پردار و سرخ رنگ و بیشتر در حمامهای نمناک متکوّن میشود. (برهان ). و رجوع به سپیرک شود.
سپیرکلغتنامه دهخداسپیرک . [ س َ رَ ] (اِ) جانوری باشد سرخ رنگ و پردار که پیوسته در حمامها میباشد. (برهان ) (آنندراج ). رجوع به سپیرو شود.
سپیرولغتنامه دهخداسپیرو. [ س َ ] (اِ) بمعنی سپیرک است که جانوری باشد پردار و سرخ رنگ و بیشتر در حمامهای نمناک متکوّن میشود. (برهان ). و رجوع به سپیرک شود.
شیرکالغتنامه دهخداشیرکا. (اِ) شیرگا. این نام را در نور به سپیره آ کرناتا دهند. (یادداشت مؤلف ). درختچه ای است که در دره ٔ شهرستانک و در مرز فوقانی جنگلهای نور و به نام شیرکا در
سوسکفرهنگ انتشارات معین(اِ.) حشره ای است از راستة قاب - بالان که بدنی کشیده و قهوه ای دارد و بال هایش نیز همرنگ بدنش می باشد. چند هزار نوع از آن شناخته شده و بسیاری از آن ها حامل نطف