دنباللغتنامه دهخدادنبال . [ دَم ْ ] (اِ) بذله ولطیفه و شوخی . (ناظم الاطباء). || (ص ) مسخره و لطیفه و بذله گو. (ناظم الاطباء). مسخره را گویند. (آنندراج ) (فرهنگ جهانگیری ) (برهان
دنباللغتنامه دهخدادنبال . [ دُم ْ ] (اِ مرکب ) (از: دنب ، به معنی ذنب + َال ، ادات نسبت ) ذنب . (دهار). دم و ذنب . (ناظم الاطباء). دم اعم از آنکه ازآن ِ پرنده باشد یا از حیوانات
پی کنندهلغتنامه دهخداپی کننده . [ پ َ / پ ِ ک ُ ن َ دَ / دِ ] (نف مرکب ) عاقر. || دنبال کننده . رجوع به پی کردن شود.
chaserدیکشنری انگلیسی به فارسیچسر، دنبال کننده، تعقیب کننده، تعاقب کننده، عشقبیاز، مشروبی که بدرقه نوشابه ای باشد
chasersدیکشنری انگلیسی به فارسیتراشه ها، دنبال کننده، تعقیب کننده، تعاقب کننده، عشقبیاز، مشروبی که بدرقه نوشابه ای باشد