جِنَّفرهنگ واژگان قرآنجن-طائفهاي از موجودات غير ازملائکه که شعور و اراده دارند و از حواس ما پنهانند (دراصل به معنی استتارونهان شدن)
جنلغتنامه دهخداجن . [ ج َن ن ] (ع مص ) پوشیدن شب (بوسیله ٔ تاریکی ). (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). || دفن کردن مرده را. || پوشیده و پنهان شدن ، و به این معنی فعل آن بطورمجهول