جهتدیکشنری فارسی به انگلیسیaspect, bearing, course, current, direction, hand, orientation, respect, sake , side, trend, turn, way, ways _
جهات اصلیcardinal pointsواژههای مصوب فرهنگستانچهار جهت اصلی صفحۀ قطبنما یا صفحۀ افق که شامل جنوب و شمال و شرق و غرب است
چهارجهتفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهچهار جهت اصلی که عبارت است از مشرق، مغرب، شمال، و جنوب؛ چهارسمت. چهارجهت فرعی: چهار جهتی که بین چهار جهت اصلی قرار دارد و عبارت است از شمال شرقی، جنوب شرقی،
شناوۀ جهات اصلیcardinal buoyواژههای مصوب فرهنگستانشناوهای که چهار جهت اصلی جغرافیایی در نقطۀ مبدأ را نشان میدهد متـ . بویۀ جهات اصلی
جهات فرعیintercardinal pointsواژههای مصوب فرهنگستانچهار جهتی که میان چهار جهت اصلی قطبنما قرار دارد و شامل شمالشرقی و شمالغربی و جنوبشرقی و جنوبغربی است