بازگردانیrestorationواژههای مصوب فرهنگستانفرایند برگرداندن بومسازگانها یا زیستگاهها به ساختار و ترکیب گونهای اولیة آنها
بازگردانیsalvage 2واژههای مصوب فرهنگستانعملیات نجات کشتیِ در معرض خطر و تجهیزات و کالای آن در قبال دریافت پاداش
بازگردانی دادهdata restoreواژههای مصوب فرهنگستانفرایند انتقال دادهها از پشتیبان به جایگاه اصلی آن برای جانشینی آنها با دادة مخدوش یا نامعتبر پیشین
بازگردانیدنلغتنامه دهخدابازگردانیدن . [ گ َ دَ ] (مص مرکب ) رجعت دادن . اعاده دادن . بازفرستادن . واپس دادن . (ناظم الاطباء). رَجع. عودت دادن . ارجاع : اسماعیل را بنواخت و خلعت داد و ب
انجمن بازگردانیsalvage association, SA 1واژههای مصوب فرهنگستانتشکیلاتی با نمایندگانی در سراسر جهان که به امور بازگردانی رسیدگی میکنند
وایابی دادهdata recovery, DARواژههای مصوب فرهنگستانبازگردانی دادههای ذخیرهشدة آسیبدیده برای جلوگیری از نابودی آنها
بازگردانیدنلغتنامه دهخدابازگردانیدن . [ گ َ دَ ] (مص مرکب ) رجعت دادن . اعاده دادن . بازفرستادن . واپس دادن . (ناظم الاطباء). رَجع. عودت دادن . ارجاع : اسماعیل را بنواخت و خلعت داد و ب
انجمن بازگردانیsalvage association, SA 1واژههای مصوب فرهنگستانتشکیلاتی با نمایندگانی در سراسر جهان که به امور بازگردانی رسیدگی میکنند