500 مدخل
امتن . [ اَ ت َ ] (ع ن تف ) درشت تر و استوارتر. (ناظم الاطباء). متین تر.
ما را ميراندي
abstention, disagreement, rebuff, refusal, repulse
abstain, refuse, withhold
abstainer
balk
امتناع
امتناع، رد کردن، نپذیرفتن، قبول نکردن، مضایقه تفاله کردن