99 مدخل
روایت دهنده، اهل روایت
اهل روایت ، روایتگر
پله راه پله:راه ورودئ پشت بام پلکان - راه پله
یکی از سرداران ایرانی.استوار محکم.تیزبین
(بخش خفر، جهرم، استان فارس) گِرا؛ روشن کردن. مثال:«لامپ رو گرا کن.»
(زبان پاک) کَراک؛ کردنی. آنچه انجام می دهند.